اول از همه اعلام کنم که ما حالمون خیلی خوبه ، چرا انقده نگران شدین و از ما می پرسیدین آخه؟؟؟ اااااااااااااااا نیگا کن تو رو خدا ، می خندی؟ نباید یه حالی از ما می پرسیدین شما؟
شوخی می کنما دوست جونام.
این قافله ی عمر عجب می گذرد!
بابا این روزا هی هی دارن تند تند میرن ، انقده هم سرم کار ریخته بود که اصلا وقت نمی کردم که یه سری به اینجا بزنم.
بعد از اینکه محسن اینجا نوشت هی می خواستم بیام یه خودی نشون بدم ولی نمی شد تا بالاخره امروز که در یک عملیات انتحاری ( درست نوشتم؟؟ ) این کارو کردم.
روزها داره به خوبی و خوشی می گذره ، جمعه ها میرم و یک شنبه ها بر میگردم. روزایی که اینجا تقریبا همش با محسنم ( البته فقط غروبا ها ) کلی با هم میگردیم ، یا من میرم اونجا یا اون میاد اینجا پیش ما. روابط که بیشتر میشه حرفها و انتظارات هم بیشتر میشه. یکی دو باری سر موضوعاتی که پیش میومد با هم بحث کردیم که البته زود تمومش کردیم و به نتیجه رسیدیم.
- ۵شنبه هفته پیش در یک خرید جانانه اولین خرید مشترک رو واسه خونه آیندمون کردیم. اگه گفتین چی خریدیم؟؟؟ اولش من هی به محسن می گفتم نمی خواد بخری ، ولی خدارو شکر که محسن به حرفم گوش نکرد و خریدش. آخه الان خیلی دوسش دارم. اااا نفهمیدین چی بود؟ یه عروسک مورچه خوار گرد توپولی خیلی نرم. وااااااااااای خیلی قیافه ش احمقه ، انقده دوست داشتنیه که نگو. پسرمونه. البته فعلا پیش منه. اسمشم گذاشتیم ابراهیم.
گفته باشم هر کی به اینجا سر بزنه باید از این به بعد حال اونم از ما بپرسه ها.- همون ۵شنبه ساعت اا شب تو یه مسیر ۲۵ کیلومتری ۶تا ایست بازرسی بود که ۳تاش به ما گیر دادن. کلی هم اعصابمون به هم ریخت. هر کدومشون یه جور مارو بازخواست می کردن. یکی نیست به اینا بگه بابا برین فکر نون باشین که خربزه آبه!!! ( اصلا ربطی داشت به موضوع؟ )
- اهان عکسامون و فیلممون آماده شد. انقده نیگاشون کردم که نگو. فیلمو که دیگه حفظ شدم. خیلی ساده و شیک شدن همشون. یه دونه از عکسارم بزرگ کردیم که بعدش بزنیم تو خونمون.
- داشت یادم میرفتا ، از امروز برنامه کارورزی بنده شروع شد. امروز از ساعت ۸.۳۰ رفتم تا ۱۲ . تو شهرداری قسمت امور ساختمانی. کار زیادی ازم نمی خوان ، اصلا اجباری هم نبود برم ولی من چون صبح ها بیکار بودم خودم خواستم که برم. امروز که رفتم بیشتر پرونده هارو می چرخیدم و نقشه هارو نیگا میکردم. کلا باحال بود.
- اینم یه جا خوندم خیلی خوشم اومد ، حتما نگهش می دارم که همیشه یادمون باشه:
۱. هیچوقت هر دو در یک زمان عصبانی نشوید.

۲. هیچوقت سر همدیگر فریاد نزنید مگر وقتی که خانه تان آتش گرفته باشد.

۳. اگر قرار است یکی از شما در یک بحث پیروز شود، بگذارید که آن برنده همسرتان باشد.

۴. اگر می خواهید انتقاد کنید، این کار را با عشق انجام دهید.

۵. هیچوقت اشتباهات گذشته را دوباره وسط نکشید.

۶. از همه دنیا به خاطر همسرتان بگذرید.

۷. تا بحثی را به سرانجام نرسانده اید، به خواب نروید.

8. سعی کنید حداقل روزی یکبار حرفهای محبت آمیز به شریک زندگیتان بزنید.

۹. اگر خطایی مرتکب شده اید، آن را بپذیرید و عذر خواهی کنید.

10. به یاد داشته باشید که برای منازعه همیشه دو نفر لازم است.

قبولشون داری مهندس؟
سحربانو




